اره ایندفعه دیگه خودم میخوام همینجوری باشم یه جور خود محافظتی در برابر آدمای منزجرکننده اطرافم فقط خودکنترلی ندارم و قشنگ امروز نزدیک بود با مشت بکوبم تو دهن هانیه که کاش کوبیده بودم تا میفهمید نباید دهنشو باز کنه و هرچی میخواد بگه ولی به اخم کردن و از کادر خارج شدن بدون کلمه ای حرف بسنده کردم و به خیر گذشت. فعلا به خیر گذشت
اشتراک گذاری در تلگرام
نباید میومدم اینجا. ولی اومدم. دیالوگی بود تو سریال the end of the fucking world +من محافظ الیسا نبودم. الیسا مال من بود. یه بی طعلقی خاصی دارم الان معلقم ن خودمم. ن مال خودمم. ن مال یکی دیگم و ن محافظت میشم تنها چیزی ک میتونه الان ازم مراقبت کنه اینه ک پلکامو بزارم رو هم. گوشامو کر کنم و سعی کنم فقط بگم :((میتونه اخراش باشه))
اشتراک گذاری در تلگرام
درباره این سایت